راز سخن

شمارهٔ ۶۰ - امامزاده صابونی

فرزند من نبیره میمونی

فرزند من نبیره میمونی
ابلیس دیگر است نملعونی
اصرار کرده بر پدر آزاری
همچون امامزاده صابونی
آن را نصیبه از پدر آزردن
گر عمری آمد ویره افزونی
این دیو بدنژاد مرا یارب
چو نان کنی بحرمت بی چونی
گور ازمین گرفتن چون قارون
به تا مرا خزانه قارونی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.