راز سخن

شمارهٔ ۵۵ - ای نظامی

ای نظامی کلکی بی سر و بی سامانی

ای نظامی کلکی بی سر و بی سامانی
بنعوشاک و جهود و مغ و ترسامانی
خر سامانی با تو بنسب کوس نزد
بچه معنی لقب خویش کنی سامانی
پدر تو بره‌ای یافت به ترکی بفروخت
ترک سامان چو درو . . . رد شدی سامانی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.