راز سخن

شمارهٔ ۴۸ - ولوله در ولوله در ولوله

مار بسی گرد حنائی خبه

مار بسی گرد حنائی خبه
راه بسی داد گزر در دبه
سوخت در . . . ون حنائی بدان
کز ره . . . ون خورد بسی ناربه
ولوله در ولوله در ولوله
دبدبه در دبدبه در دبدبه
بر در . . . ونش چو بود خفته مست
. . . ایه او گنده تر از مصطبه
. . . یری تا . . . ایه ندانم که چند
از کلهش یک گز تا غبغبه
روزی صد . . . یر چنیق راتبت
کم نکند هیچ ازین راتبه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.