شمارهٔ ۲۷
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
بس . . . ن غلامان نکو روی دریدیم
شلوار عروسان زره زلف گشادیم
بر گنبد ترکان پریچهره خزیدیم
بس گنده مغلوک کهن را یله کردیم
ور گنده پی فرمان، دشنام شنیدیم
بس کودک زرین کله سیم بناگوش
کو را بکله بر کله بوق کشیدیم
از بهر رضای دل این . . . ر نگون بخت
از گنده کسان . . . ادن . . . نی طلبیدیم
چون نیک نگه کردیم از روی حقیقت
راهی خوش و بهتر زره پشت ندیدیم
آنراه رهانید مرا از غم و غصه
تا ظن نبری کاین ره بی مرزه گزیدیم
اینست جواب غزل خواجه سنائی
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.