شمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد
. . . ری دارم که خر ندارد
. . . ری دارم که خر ندارد
خر تا بکلاه بر ندارد
مانند یکی درخت جیلان
سرکنده که برگ و بر ندارد
. . . نی داری که صد چنین . . . ر
تا . . . یه خورد، خبر ندارد
دارد کلهی ز اطلس سرخ
لیکن کمر بزر ندارد
آنکس نکند بدو دلیری
که قوت شیر نر ندارد
اینست جواب آنکه گوید
نور رخ تو قمر ندارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.