راز سخن

شمارهٔ ۵

شه امیر نژادی وزیر والا قدر

شه امیر نژادی وزیر والا قدر
که چون تو نیست امیر و وزیر والائی
ز عدل تو چو سمرقند هیچ شهر نبود
چو عزم تو ببخاراست چون بخارائی
همی روی ببخارا و بنده بی طاقت
چنانکه گوئی امروز هست و فردائی
اگر بخدمت تو دیر بر رسد بنده
خدای داند کش نیست تاب برنائی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.