شمارهٔ ۴۹
چه ممسکی که ز جود تو قطرهای نچکد
چه ممسکی که ز جود تو قطرهای نچکد
اگر در آب کسی جامهٔ تو برتابد
به مجلسی که تو باشی ز بخل نگذاری
که رادمردی از آن صدر نیکویی یابد
به ابر برشده مانی بلند و بیباران
کدام زایر و شاعر سوی تو بشتابد
کو خود نباری و بر هیچ خلق نگذاری
مر آفتاب فلک را که بر کسی تابد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.