شمارهٔ ۱۰۵
عاشقی تا در دل ما راه کرد
عاشقی تا در دل ما راه کرد
اغلب انفاس ما را آه کرد
بود هر باری دلم عاشق به طوع
برد و زیر پای عشق اکراه کرد
عیش چون نوش مرا چون زهر کرد
صبر چون کوه مرا چون کاه کرد
باز در شهر مسلمانان مغی
کرد ما را بسته و ناگاه کرد
از تن باریک من زنار ساخت
وز دل سنگینم آتشگاه کرد
با همه محنت که دیدم من به عشق
کو مرا بی قدر و آب و جاه کرد
نیک خواهم عشق را گرچه مرا
او به کام دشمن و بدخواه کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.