بخش ۳۲ - در حق پارسایان گوید
آن کسانی که راه دین رفتند
آن کسانی که راه دین رفتند
چهره از تنگ خلق بنهفتند
واسطهٔ عقد سنّیان بودند
نه حروری نه مرجیان بودند
پخته از حسرت طلب گلشان
سوخته ز آتش وفا دلشان
هرچه اندر جهان پریشان بود
لاجرم زیر حکم ایشان بود
چون به سنّت بُدند یازنده
عالمی بود زان گُره زنده
کرده از بهر جذب فایدهشان
شهپرِ جبرئیل مایدهشان
همه بردند کام دولت راند
همه رفتند و نام ازیشان ماند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.