بخش ۳۵ - ذکر اظهار حال آن سرای فی یومالقیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون
روز دین دستِ دست رس نبود
روز دین دستِ دست رس نبود
نسب کس شفیع کس نبود
نقد تو چون ترا برانگیزد
همه در گردن تو آویزد
بوته خود گویدت چو پالودی
که زری یا مس زراندودی
گر بدی آتشت بپالاید
ور بدی صافی از تو آساید
چون رسیدی به آتش موعود
خود بگوید که چندنی یا عود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.