راز سخن

بخش ۷۲ - فی قضائه و قدره و امره و صنعه

داده از حکم تو تمنّی را

داده از حکم تو تمنّی را
امر دین را و عقل دنیی را
آنچه زاید ز عالم از امرست
وآنچه گوید نبی هم از امرست
کفر و دین خوب و زشت و کهنه و نو
یرجع الامر کلّه زی او
هرچه در زیر امر جبّارند
همه بر وفق امر بر کارند
همه مقهور و قدرتش قاهر
صنع او بر ظهورشان ظاهر
همه موقوف قدرت و حلمش
همه محبوس سابق علمش
آنکه عامی و آنکه از علماست
آنکه محکوم و آنکه از حکماست
همه را بازگشت حضرت اوست
هرکرا مُنّتی است مِنت اوست
عقل را نقل کرده اسبابش
نفس را پی بریده انسابش
نسب نفس سوی عالم جان
همچو کورست و گوهر عمان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.