بخش ۷۴ - حکایت
بود در عهد ما شهی کافر
بود در عهد ما شهی کافر
نام او در جهان به عدل شمر
سایهٔ عدل بر جهان گسترد
خلق را در خط امان آورد
ملک خود را به عدلکرد آباد
کآفرین بر شهان عادل باد!
مهربان بود بر رعیت خود
از برای صلاح دولت خود
در پناهش رعیت آسوده
ده به داد و دهش بیفزوده
ایزدش عز این جهانی داد
مدتی دیر زندگانی داد
روزگاری جهانگشایی کرد
کامرانی و پادشایی کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.