بخش ۵۶ - فصل فی البلا
عاشقان را غذا بلا باشد
عاشقان را غذا بلا باشد
عاشقی بی بلا کجا باشد
لقمه از سفرهٔ بلا خوردند
میزمیخانهٔ رضا خوردند
هرکه را در جهان بلا دادند
اولش شربت رضا دادند
نزد آن کسکه در ره آمد مرد
رنج و راحت یکیست و دارو و درد
رهروان از بلا نپرهیزند
چون بلا رخ نمود نگریزند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.