راز سخن

شمارهٔ ۴۵

درهم دلم از بودن شهر و ده شد

درهم دلم از بودن شهر و ده شد
دلگیر ز وضع جمعه و شنبه شد
در سایه ی بخت تیره عمرم بگذشت
چون داغ که در زیر سیاهی به شد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.