شمارهٔ ۴۶ - طلب کلاه
شب خرد دید سربرهنه مرا
شب خرد دید سربرهنه مرا
گفت ای از تو پشت معنی راست
تو که سوگند چرخ بر سر توست
سر برهنه چرایی، این چه اداست
آسمان تاج آفتاب آرد
گر کلاهی ازو کنی درخواست
گفتم ای پیر، طفل طبع مرا
کی به سر منت سپهر رواست
می فرستد کلاهی ار خواهم
سرفرازی که صاحب سرهاست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.