شمارهٔ ۱۳ - ستایش و تاریخ بنای اسلام خان
بهار گل دولت اسلام خان
بهار گل دولت اسلام خان
که دارد ازو این چمن آب و تاب
بنایی به بنگاله بنیاد کرد
که برجش بود نام و قصرش خطاب
حصار فلک را بسی گشته است
ندیده ست برجی چنین آفتاب
عمارت نمی دارد این قدر و شان
سپهری بنا کرده از خاک و آب
ز فیض هوایش، چو طوطی سزد
شود سبز اگر بال مرغ کباب
دهد مستی از بس به کیفیت است
درو جام روزن چو جام شراب
رقم زد پی سال تاریخ او
خرد «شاه برج مه و آفتاب»
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.