شمارهٔ ۹۲۲
دارم عیشی به وصل ماهی
دارم عیشی به وصل ماهی
پیچیده به شاخ گل، گیاهی
هنگامه ی حسن و عشق گرم است
از ما آهی، ازو نگاهی
از دست غم جهان نداریم
جز کوی جنون گریزگاهی
ای فقر، خوش است کسوت تو
ما را هم ازین نمد، کلاهی!
هرکس دارد طریقی از عشق
افتاده سلیم هم به راهی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.