شمارهٔ ۹۱۸
جامه ی قد اوست زیبایی
جامه ی قد اوست زیبایی
سایه ی سرو اوست رعنایی
به ره عیش پا بنه، بشنو
چهچه طایران صحرایی
کس شریکش مکن که خوش دارد
عشق همچون خدا به تنهایی
ضعف طالع مرا ز بی مثلی ست
رشته نازک بود ز یکتایی
شده تسلیم در ره تو سلیم
هرچه گویی و هرچه فرمایی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.