راز سخن

شمارهٔ ۶۵۵

دلم آن پر عتاب می طلبد

دلم آن پر عتاب می طلبد
ترک مستی کباب می طلبد
ساده لوح آنکه در ولایت حسن
گرمی از آفتاب می طلبد
آب خواهد ز تشنه در دریا
آنکه از ما شراب می طلبد
بخت در گریه خواهدم دایم
هرچه شور است، آب می طلبد
دل ضرورش مگر شده ست سلیم؟
که به این اضطراب می طلبد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.