راز سخن

شمارهٔ ۵۴۸

با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟

با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
گردید سایه پست، چو خورشید شد بلند
دارد سری به سینه ی مجروح عاشقان
هرجا که ناخنی چو مه عید شد بلند
موج شراب، دام تذرو سعادت است
از فیض جام، پایه ی جمشید شد بلند
تعجیل آفت است، که هم بیشتر نماند
سرو چمن که دیرتر از بید شد بلند
ایام می دهد به شهان، هرچه می دهد
دست تو ای گدا به چه امید شد بلند؟
انگشت اگر کسی به لب جام زد سلیم
شور و فغان ز تربت جمشید شد بلند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.