شمارهٔ ۵۳۵
کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد
کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد
ز باده، دست و دهن را سبو به آب کشد
تو چون پیاده روی، شاخ گل عنان گیرد
وگر سوار شوی، ماه نو رکاب کشد
به بزم حسن، رخ او کنایهٔ خوبی
به ماه گوید و بر گوش آفتاب کشد
خوش آن حریف که همچون حباب می دایم
به باده دامن آلوده را به آب کشد
سلیم رو به خرابات کن ز راه حرم
چه لازم است کسی این همه عذاب کشد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.