شمارهٔ ۴۴۱
از عکس رخش که تاب دارد
از عکس رخش که تاب دارد
آیینه گلی در آب دارد
از خال، بیاض گردن او
صد نقطه ی انتخاب دارد
خواهد گردید کشته در عشق
سیماب چه اضطراب دارد؟
گنجایش یک نگه درو نیست
چشم تو ز بس که خواب دارد
از صبح چه غم چراغ ما را
پروانه ی آفتاب دارد
زنهار که از دکان ایام
آتش نخری که آب دارد!
هر چیز ازو سلیم پرسند
کلکم به زبان جواب دارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.