راز سخن

شمارهٔ ۴۳۲

در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند

در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند
هرچه می‌خواهد به توفیق الهی می‌کند
پابرهنه می‌دوم بر روی نیش دوستان
آب کی اندیشه‌ای از خار ماهی می‌کند
آسمان از بس به زیر منتم خواهد، به من
می‌شمارد سرمه، گر چشمم سیاهی می‌کند
همچو من دیوانه‌ای در کوچهٔ زنجیر نیست
از محبت سیل با من خانه‌خواهی می‌کند
عافیت خواهی سلیم از فقر روگردان مباش
مرد درویش از قناعت پادشاهی می‌کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.