شمارهٔ ۱۸۳
مگذر ز دوستی که محبت مبارک است
مگذر ز دوستی که محبت مبارک است
ترک وفا مکن که حقیقت مبارک است
چندین مباش در پی آزار اهل دل
بشنو ز من سخن که نصیحت مبارک است
ای دل، تب فراق چو گرمت گرفته است
درد دلی بگوی، وصیت مبارک است
مگذر چو گل ز چاک گریبان درین چمن
بر عاشقان لباس مصیبت مبارک است
بر لب ز خامشی ست درین انجمن مرا
مهری که همچو مهر نبوت مبارک است
دریا به جای قطره گهر گیرد از سحاب
در این چه شک سلیم که همت مبارک است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.