راز سخن

شمارهٔ ۶۳

دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما

دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما
آید پیاده گل ز گلستان به گشت ما
از کس مپرس آنچه به ما رفته زین محیط
از سطرهای موج بخوان سرگذشت ما
آسان بود شکست صف بیدلان عشق
یک ناوک از نگاه تو و هفت و هشت ما
رسوای کوی عشق چو خورشید محشریم
از بام آسمان، فلک افکنده طشت ما
نازد به اشک و آه دلم کوی او سلیم
چون ملک ری به آب و هوای طرشت ما

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.