بخش ۳ - قطعه
ای در هوای معرفت قدرتت چو باز
ای در هوای معرفت قدرتت چو باز
سیمرغ چشم باز و خرد چشم دوخته
در شهپر جلال تو ارباب بال را
پرهای فکر ریخته و بال سوخته
گردون به طوق شوق تو گردن فراخته
آتش به داغ طوع تو خود را فروخته
لطفت به یکدم و هم قهرت به یک نفس
باغ بهشت و آتش دوزخ فروخته
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.