راز سخن

رباعی شمارهٔ ۵۳

خالت که بر آن عارض مهوش زده‌اند

خالت که بر آن عارض مهوش زده‌اند
یارب که چه دلگشا و دلکش زده‌اند
ای بس که در آرزوی رویت خود را
چشم و دل من بر آب و آتش زده‌اند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.