راز سخن

ولدنامه

بخش ۳۱ - ناپدید شدن شمس الدین

ناگهان گ م شد از میان همهتا رهد از دل اندهان همه
یک دو روز او چو گشت ناپیداکرد افغان ز درد مولانا
بعد از آن چون ورا بجد جستندسوی هر کوی و هر سرا جستند
هیچ ازوی ک سی نداد خبرنی بکس بو رسید از او نه اثر
ش یخ گشت از فراق او مجنونبی سر و پاز عشق چون ذوالنون
شیخ مفتی ز عشق شاعر شدگشت خمار اگرچه زاهد بد
نی ز خمری که او بود زانگورجان نوری نخورد جز می نور

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.