راز سخن

شمارهٔ ۳۴

زاهد نخورد باده که بدنامی اوست

زاهد نخورد باده که بدنامی اوست
پرهیز ز می کشان نکونامی اوست
با خلق گرفت و گیر از بی خردی است
در دیگ، خروش و جوش از خامی اوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.