شمارهٔ ۴۰۴
بریدهام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
بریدهام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
که تا رسد به کفم برگ سدرهٔ اخلاص
چو نیست معنی اخلاص، کی به کار آید
اگر هزار بخوانی تو سورهٔ اخلاص
در آفتاب قیامت پناه می خواهی
ز روی صدق به دست آر سایهٔ اخلاص
ز مخلصان سر زلف آن پری روییم
گره گشای دل ماست طرهٔ اخلاص
زهفت خوان فلک وسعتش گشاده تر است
چه همت است خدایا به سفرهٔ اخلاص
ز چرب و نرم خسیسان روزگار، سعید
هزار مرتبه به خشک سفرهٔ اخلاص
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.