راز سخن

شمارهٔ ۳۳۶

اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید

اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
ز جان و دل به طوف مرقد شاه نجف آید
ز دریای سخایش گرچه بسیار است امیدم
قناعت می کنم ز این بحر اگر سنگی به کف آید
شهیدش بر لب کوثر چو خواهد گشت بزم آرا
به رقاصی مسیحا مهر و مه با چنگ و دف آید
چه سازم مدح آل او که در مداحی ایشان
ز جوش عقده‌های در لب دریا به کف آید
سعیدا گر نبودی بنده‌ای از بندگان او
چرا از هند مهرافزا چو خورشید این طرف آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.