شمارهٔ ۲۸۵
کسی گرد کوی تو گردیده باشد
کسی گرد کوی تو گردیده باشد
که صد بار سر زیر پا دیده باشد
کسی طاقت آتش حسن دارد
که چون زلف بر خویش پیچیده باشد
کسی را ز زلف تو باشد سراغی
که سررشتهٔ خویش گم دیده باشد
کسی می تواند که بی غم نشیند
به شادی غم دوست بگزیده باشد
تو دانی که خوب است [و] بد هر که را [تو]
پسندیده باشی پسندیده باشد
کسی را رسد گل ز روی تو چیدن
که داغ تو از باغ بگزیده باشد
کسی می تواند جمال تو دیدن
که از خویشتن چشم پوشیده باشد
کسی را رسد دست بر دامن او
که دامن ز کونین برچیده باشد
هر آن کس که گوید ورا دیده ام [من]
ز چشم سعیدا مگر دیده باشد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.