راز سخن

شمارهٔ ۲۷۷

به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد

به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
ز ما نیاز سپردن خوش است خوش باشد
شراب صبح که خورشید داغ نشئهٔ اوست
قسم به روی تو خوردن خوش است خوش باشد
چنانچه با تو مرا زندگی [خوشایند] است
به یاد وصل تو مردن خوش است خوش باشد
گذشتم از سر دنیا و آخرت هر دو
که ترک غیر تو کردن خوش است خوش باشد
رقیب گرچه ضعیف است در نظر مگذار
که مو ز دیده ستردن خوش است خوش باشد
به هر بهانه سعیدا در این فراق آباد
نفس به ذکر شمردن خوش است خوش باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.