شمارهٔ ۲۱۶
هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
هر که پاس دم خود داشت مسیحا گردد
هر که او پاک درون تر گرهش مشکل تر
که گهر وانشود بحر اگر واگردد
اطلس کار جهان را نه چنان بافته اند
که سررشته به تدبیر تو پیدا گردد
گر دلت یک سر مویی خبر از حق یابد
هر سر موی، تو را دیدهٔ بینا گردد
سخن عشق مگویید به هر بی دردی
راز ما را مگذارید که افشا گردد
هر که دل بست نه آیین محبت داند
هر سعیدی که نتواند که سعیدا گردد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.