شمارهٔ ۴۲
جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
گوییا در شام دنیای دگر دیدیم ما
سقف جامع با سراجات منیرش بی گمان
آسمان و کوکب و شمس و قمر دیدیم ما
واعظان در هر طرف سرگرم وعظ خویشتن
سرخوش از ذکر خدا دیوار و در دیدیم ما
باخبر با بی خبر را اندرین دارالامان
بی خبر از خویش و از حق باخبر دیدیم ما
وعدهٔ فردا مهیا در دمشق امروز بود
فیض شامش را فزون تر از سحر دیدیم ما
اندرین معبد ره فیض است باب و روزنش
در دل هر بیدلی از حق نظر دیدیم ما
نور احمد از مزار حضرت یحیی مبین
همچو بینایی ز مردم در بصر دیدیم ما
قاپوی جنت سعیدا نیست جز باب البرید
اهل غفران را از این در، در گذر دیدیم ما
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.