باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت شمارهٔ ۱۱
یکی را پرسیدند از مستعربان بغداد: ما تَقولُ فی المُرْدِ؟
گفت: لا خَیرَ فیهِمْ مادامَ اَحَدُهُمْ لطیفاً یَتَخاشَنُ فاذا خَشُنَ یَتَلاطَفُ. یعنی چندان که خوب و لطیف و نازکاندام است درشتی کند و سختی، چون سخت و درشت شد چنان که به کاری نیاید تلطف کند و درشتی نماند.
امرد آن گه که خوب و شیرین استتلخ گفتار و تندخوی بود
چون به ریش آمد و به لعنت شدمردم آمیز و مهرجوی بود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.