حکایت شمارهٔ ۱۶
یکی از عرب در بیابانی از غایتِ تشنگی میگفت:
یکی از عرب در بیابانی از غایتِ تشنگی میگفت:
یا لَیْتَ قَبْلَ مَنِیَّتی یَوْماً اَفوُزُ بِمُنْیَتی
نَهْراً تُلاطِمُ رُکْبَتی وَ اَظَلُّ اَمْلاءُ قِرْبَتی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.