شعر ۱۵ - فیالغزل
اصبحت مفتونا باعین اهیفا
اصبحت مفتونا باعین اهیفا
لا استطیع الصبر عنه تعففا
والستر فی دین المحبة بدعة
اهوی و ان غضب الرقیب و عنفا
و طریق مسلوب الفؤاد تحمل
من قال اوه من الجفاء فقد جفا
دع ترمنی بسهام لحظ فاتک
من رام قوس الحاجبین تهدفا
صیاد قلب فوق حبة خاله
شرک یصید الزاهد المتفشفا
لاغرو ان دنفالحکیم بمثله
لو کان جالینوس اصبح مدنفا
کیف السبیل الیالخیال برقدة
والطرف مذ رحل الاحبة ماغفا
و امیز فی جسمی و طاقة شعره
فاصیبه منها ادق و اضعفا
رقت جلامید الصخور لشدتی
مالان قلبک ان یمیل و یعطفا
هذا و ما السعدی اول عاشق
انت اللطیف و من یراک استلطفا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.