راز سخن

شعر ۱۱ - و له فی‌الغزل

فاح نشر الحمی و هب النسیم

فاح نشر الحمی و هب النسیم
و ترانی من فرط وجدی اهیم
ان لیل الوصال صبح مضییء
و نهار الفراق لیل بهیم
و وداع النزیل خطب جزیل
و فراق الانیس داء الیم
فتن العابدین صدر رخیم
آه لو کان فیه قلب رحیم
یا وحیدالجمال نفسی وحید
یا عدیم المثال قلبی عدیم
سلوتی عنکم احتمال بعید
وافتضاحی بکم ضلال قدیم
معشر اللائمین من یضلل‌الله
بعید بانه یستقیم
اجهلتم بان نارجحیم
مع ذکرالحبیب روض نعیم
کل من یدعی المحبة فیکم
ثم یخشی الملام فهو ملیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.