شمارهٔ ۳۲
سپاس و شکر بیپایان خدا را
سپاس و شکر بیپایان خدا را
برین نعمت که نعمت نیست ما را
بسا مالا که بر مردم وبال است
مزید ظلم و تأکید ضلال است
مفاصل مُرتَخی و دست عاطل
به از سرپنجگی و زور باطل
من آن مورم که در پایم بمالند
نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.