شمارهٔ ۱۵۸
دشمنت خود مَباد و گَر باشد
دشمنت خود مَباد و گَر باشد
دیده بردوخته به تیرِ خَدَنگ
سرِ خَصمت به گُرز کوفته باد
بیرَوان اوفتاده در صفِ جَنگ
خون و دندانْش، از دَهَن پَرتاب
چون اَناری که بِشکَنی به دو سنگ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.