راز سخن

بخش ۱۸ - حکایت دزد و سیستانی

شنیدم که دزدی درآمد ز دشت

شنیدم که دزدی درآمد ز دشت
به دروازهٔ سیستان برگذشت
بدزدید بقال از او نیم دانگ
برآورد دزد سیه‌کار بانگ:
خدایا تو شب‌رو به آتش مسوز
که ره می‌زند سیستانی به‌روز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.