راز سخن

بخش ۲۷ - حکایت

یکی خوب‌کردارِ خوش‌خوی بود

یکی خوب‌کردارِ خوش‌خوی بود
که بد‌سیرتان را نکو‌گوی بود
به خوابش کسی دید چون در‌گذشت
که باری حکایت کن از سرگذشت
دهانی به خنده چو گُل باز کرد
چو بلبل به صوتی خوش آغاز کرد
که بر من نکردند سختی بسی
که من سخت نگرفتمی بر کسی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.