راز سخن

قطعه شمارهٔ ۱۱

بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار

بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار
که سوز عشق تو انداخت در جهان آتش
به نفط گنده چه حاجت که بر دهان گیری
تو را خود از لب لعلست در دهان آتش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.