راز سخن

رباعی شمارهٔ ۳۸

خالی که مرا عاجز و محتال بکرد

خالی که مرا عاجز و محتال بکرد
خطی برسید و دفع آن خال بکرد
خال سیهش بود که خونم می‌ریخت
ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.