راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۰

هشیار سری بُوَد ز سودای تو مست

هشیار سری بُوَد ز سودای تو مست
خوش آن‌که ز روی تو دلش رفت ز دست!
بی‌‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود
ور هیچ نباشد، چو تو هستی، همه هست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.