راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۵۷

پیش رویت قمر نمی‌تابد

پیش رویت قمر نمی‌تابد
خور ز حکم تو سر نمی‌تابد
نیکویی خوی کن که نرگس مست
بر تو با کین و شر نمی تابد
دم غنیمت بدان، زمان بشناس
زهره وقت سحر نمی‌تابد
آتش اندر درون شب بنشست
که تنورم مگر نمی‌تابد
بار عشقت کجا کشد دل من
که قضا و قدر نمی‌تابد
ناوک غمزه بر دل سعدی
مزن ای جان چو بر نمی‌تابد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.