راز سخن

شمارهٔ ۳

مرگ به زین زندگی، کاین زندگی

مرگ به زین زندگی، کاین زندگی
هر دمی در محنتی می‌افکند
این یکی از فاقه تیری می‌خورد
وان دگر در ملک تیغی می‌زند
آن، ز بهر نان زمین را می‌دَرَد
وین پی زر سنگ را می‌بشکند
عنکبوت اندر زاویا سال و ماه
از پی یک لقمه دامی می‌تند
وز پی پندار راحت، مورچه
ریزه‌های دانه را برمی‌چِنَد
نیست کس را در جهان، آسایشی
هرکه را جانی است، جانی می‌کَنَد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.