راز سخن

شمارهٔ ۱۸

میخواست فلک که خوارو زارم بکشد

میخواست فلک که خوارو زارم بکشد
وز محنت و درد بی شمارم بکشد
بسپرد عنانم به کف سنگ دلی
تا روزو شبی هزار بارم بکشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.