راز سخن

شمارهٔ ۴

یک عمر از او به حسرت یاری‌ها

یک عمر از او به حسرت یاری‌ها
شب‌ها گذراندم همه در زاری‌ها
آخر مردم بلی ز غم لازم داشت
یک خواب چنین آن همه بیداری‌ها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.